چه واسه من فازم میگیره انگار عاشق چشوابروشم:/
ینی به جان خودم چنان نگام میکرد که یه لحظه حس کردم میخاد بیاد خفم کنه:/ البته غلط کرده!!!
والاع:|
خب بگو نکبت تو بلد نیستی محاسبه کنی چرا پاچه بقیرو میگیری؟!:|
مردم مریضن بخدا:/ فضول:/:|
تازه یه چیزی خودم هنوز توکفشم...
امروز رفتم گالری گوشی مامان دیدم از چن صفحه دفتر خاطراتم عکس گرفته:/
راستش اول باخودم گفتم کارش بد بوده ولی بعد دیدم خودم یه بار رفتم دفتر مامانمو خوندم ؛)
چیزی که عوض داره گله نداره:/
البته اصلن ناراحت نشدم... منو مامانم نداریم که:)))
حالا باز خوبه چیز بدی ننوشته بودم :/
برچسب:
نویسنده: آرمان کوشکی